اقرؤوا القرآن فان الله تعالي لا يعذّب قلباً وعي القرآن. پيامبر اکرم - صلّي الله عليه و آله - فرمود: قرآن را بخوانيد، به درستي که خداوند دلي را که قرآن را دريافته عذاب نمي کند. نهج الفصاحه، ص 80، ح 426

مثل خدا نه، اما مَثَلی از او می توان شد! 

قرآن کریم سرمشق استاد خط نیست که ببینی و با تمرین و پیگیری مانند آن یا بهتر از آن بنویسی، بلکه  قرآن مجید مثل خود استاد خط است که اگر تمامی آدم ها هم دست به دست هم بدهند، هرگز نمی توانند انسانی مثل خود او و با همان ترکیب و فیزیک و افکار و سابقه خلق کرده و بیافرینند.
از این رو می فرماید: فإن لم تفعلوأ و لن تفعلوا: اگر توانستید مثل قرآن بیاورید و البته هرگز هم نمی توانید.



مثلی از خدایی شدن

قرآن کریم مِثلِ خداست یعنی بی مثل و مانند است. (یادت باشد خداوند مِثل ندارد، لیس کمثله شیء، اما مَثَل دارد: لله المثل الاعلی، و تفاوت این دو نیز در آن است که مثل دو چیز را می گویند که در حقیقت و ذات با هم یکی باشند، مثل دو چوب؛ اما مَثَل به دو چیزی می گویند که در صفات همانند هم باشند، مثل اینکه خداوند دارای رحمت است و پیامبر نیز رحمه للعالمین می باشد. پس پیامبر مَثَل خداست همچنانکه اهل بیت علیه السلام این چنین اند، از این رو در دعا می خوانیم: انتم المثل الاعلی.)

فرق مِثل و مَثَل

مِثل:
(بر وزن جِسر) به معنى مانند نظیر و شبیه است (وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ بقره: 228). (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا بقره:275). (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ كهف: 110) و جمع آن در قرآن امثال آمده:( وَ حُورٌ عِینٌ. كَأَمْثالِ اللُّوْلُوِ الْمَكْنُونِ واقعة: 22 و 23). (إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ اعراف: 194)
مَثَل:
(بر وزن فرس) مانند، دلیل، صفت، عبرت، علامت، حدیث و البته به معنى شبیه و مانند نیز آمده است، چنانچه مرحوم طبرسى ذیل آیه (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً بقره: 17) به این معنا تصریح كرده است. (قاموس قرآن،آیت الله سید علی اکبر قرشی، ج 6، ص: 233)
مِثل نداشتن خداوند به معنای همانند نداشتن است، چه اینکه مِثل برای همانند یک شیء از یک نوع واحد به کار برده می شود و واضح است که خداوند تحت هیچ نوعی نیست تا همانندی برای او فرض شود.
اما مَثَل در مورد خداوند به معنای وصف یا صفت داشتن خداوند است که لازم است صفات درست و معقول برای خداوند بیان شود.

اهل بیت، «مثَل اعلای خداوند» هستند

ذات خدای متعال، جز برای خودش، برای هیچ موجود دیگری قابل شناخت نیست. تنها از راه اسماء و صفات خداوند است که می توان وی را شناخت. لیکن اسماء و صفات الهی هم تنها از راه تمثیل و تشبیه، قابل درک هستند. هر چند صفات الهی، با صفات کمال بشری تفاوت جوهری دارد و هرگز نمی توان آن ها را با یکدیگر مقایسه نمود. ولی صفات کمال بشری می تواند دورنمایی کلی و اجمالی را از صفات خداوند ارائه دهد. 
بنابراین هم موجودات عالم از آن جهت که دارای کمالی هستند، می توانند آیه و آیینه ای برای شناخت اسماء و صفات خداوندباشند. لیکن قدر و اندازه هر آینه ای به اندازه وسع وجودی اوست. پس هر چه کمال یک موجود بیشتر باشد، صفات الهی را بیشتر نشان می دهد و آیه و نشان   بهتری از خداوند خواهد بود.

کلام آخر

با توجه به این که از همه موجودان انسان به عنوان اشرف مخلوقات معرفی شده و نفخت من روحی از جانب خدا برای انسان صادق است؛ قطعاً انسان می تواند مَثَل هایی از آن بی نهایت متعال باشد اما خوب هر کسی به اندازه ظرف وجودی خودش؛ اهل بیت و معصومین در جایگاه خود و ما بندگان نیز در جاه مربوط به خود ... در حقیقت این از ویژگی های روحی انسانیاست که به واسطه دمیدن روح خدا ( که البته این دمیدن معانی و مفاهیمی برای خود دارد که در جای خود بررسی شده است) مى تواند تجلّى گاه اسماء و صفات حق تعالى و جلوه گاه كمالات او قرار بگیرد؛ به همین دلیل در روایات داریم که ازقلب انسان مومن به عرش خداوند رحمان تعبیر شده است. (بحارالانوار، ج 55، ص 399)


منابع: 
سایت اسک دین 
کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر 
سایت هم اندیشی دینی

 

کـل بازديد ها :
١٥٠٩٣٨٢   نفر