اقرؤوا القرآن فان الله تعالي لا يعذّب قلباً وعي القرآن. پيامبر اکرم - صلّي الله عليه و آله - فرمود: قرآن را بخوانيد، به درستي که خداوند دلي را که قرآن را دريافته عذاب نمي کند. نهج الفصاحه، ص 80، ح 426

محمدرضا نوري شاهرودي
به بهانه ميلاد با سعادت پيامبر عزيز اسلام
بشر در زندگي خود همواره به يك سلسله آداب و رسوم پايبند بوده و شيوه‌اي را براي خويش برگزيده و زندگي را براساس همان آداب و رسومي كه خود بدست آورده و يا از ديگران سرمشق گرفته تنظيم نموده است. هر انسان مسلماني مايل است بداند بهترين برنامه براي روح و جسم او كه خداوند آنرا مقرر نموده باشد چيست؟ قرآن مجيد كه كلام وحي الهي و منشور فطري براي كمال و تعالي هر انساني مي‌باشد در سوره احزاب آيه 21 راه و روش پيامبران و اوصياء كه كامل‌ترين آن زندگاني پيامبر گرامي اسلام است را معرفي مي‌نمايد و مي‌فرمايد بهترين الگو و سرمشق براي يك حيات جاودانه زندگي پيامبر است البته براي هر كس كه خدا و روز قيامت ايمان دارد. همه مي‌خواهند بدانند آداب شخصي پيامبر - از قبيل خوردن - آشاميدن - خوابيدن و بيدار شدن - نشست و برخاست - نظافت و سفر - لباس و مسكن - نماز و روزه - حج و صدقه و قرآن و دعا چگونه بوده در آداب خانوادگي از ازدواج و تربيت فرزندان و همسرداري و معاشرت با دوستان و كار و تلاش و درآمد و سرمايه چه سنني را آن بزرگوار رعايت مي‌كردند.
همه مي‌دانيم رفتار و كردار و سخن و سنن پيامبر مجموعه‌اي از اعمال واجب و مستحب است كه فقه اسلامي از آن تشكيل شده است. بي‌شك خو گرفتن با آداب پيامبر و آراستگي به اخلاق و سنن ظاهري و باطني ايشان - كمال نهائي و آخرين هدف زندگي است كه سعادت دنيا و آخرت را به همراه دارد. پيامبر اسلام در ديدگان تمام مردم از نظر صفات ظاهري بسيار بزرگ و گرانقدر بود. چهره‌اش همانند ماه شب چهارده مي‌درخشيد. چهره سفيد مايل به سرخي داشت نه چاق بود كه انگشت نما شود و نه لاغر كه در چشمان كوچك آيد. چهره‌اي سپيد و نوراني و چشماني درشت و قامتي معتدل و ميانه داشت پيشاني مباركش بلند. ابرواني پيوسته و مژه‌ها بلند و محاسنش پرپشت بود موهاي سفيد چندي كه در سر و رويش پيدا شده بود به واسطه خضاب (رنگ) سبز به نظر مي‌رسيد دندانها كاملاً سپيد و شكم با سينه برابر بود. هنگام شادي چهره‌اش چون آينه‌اي رنگارنگ درخشان و جذاب بود. كشيده گام بر مي‌داشت و آرام و با وقار راه مي‌رفت. مهر نبوت در ميان شانه‌هايش نمايان بود بلندي موي سر آن حضرت به قدري بود كه به دوشها مي‌رسيد. سايه‌اي بر زمين نداشت آنگاه كه قرآن تلاوت مي‌كرد بعضي از مردم از صداي زيبا و صوت دلربايش بيهوش مي‌شدند. به كسي در نگاه خيره نمي‌شد بلكه كوتاه نظر مي‌كرد و در سلام كردن پيشي مي‌گرفت. هر نعمتي در نظرش بزرگ بود گرچه اندك باشد. هرگز از نعمتي مذمت نمي‌كرد و از هيچ غذائي بد نمي‌گفت. دنيا و سختي‌هايش او را به خشم نمي‌آورد ولي هنگامي كه پاي حق در ميان بود از شدت خشم كسي را نمي‌شناخت با تمام دست اشاره مي‌فرمود نه با انگشت. به هنگام تعجب دست را پشت و رو مي‌كرد زماني كه سخن مي‌گفت دستها را بهم مي‌چسباند چون خشمناك مي‌شد روي خود را بر مي‌گرداند. بيشتر خنده‌اش تبسم بود چون مي‌خنديد دندانهايش همانند دانه‌هاي سفيد تگرگ نمايان مي‌شد. چون به منزل مي‌رفت اوقات خويش را سه قسمت مي‌كرد قسمتي براي عبادت خداوند قسمتي براي خانواده و برهه‌اي براي خود و قسمت خودش را ميان خود و مردم تقسيم مي‌نمود به اهل فضل عنايت ويژه‌اي داشت. هركس را به مقدار فضيلتي كه در دين داشت احترام مي‌كرد. از كار و بارشان مي‌پرسيد و آنچه را لازم بود به ياران تعليم مي‌فرمود. كارهاي نيك را تحسين و تقويت مي‌فرمود و هر كار زشتي را تقبيح مي‌نمود در كارها ميانه رو بود و مردم را از افراط و تفريط برحذر مي‌داشت. درباره حق نه كوتاهي داشت و نه از آن تجاوز مي‌كرد. برترين اطرافيان آن حضرت كساني بودند كه نسبت به همنوعان و مسلمانان خيرخواه و دل‌سوز بودند هر كس نسبت به برادران ديني همدردي و همكاري داشت در چشم آنحضرت بزرگ بود آغاز كارها حتي در نشستن و برخاستن با ياد خدا بود. جاي خاصي را براي خود انتخاب نمي‌كرد و در هر جا كه خالي بود مي‌نشست و به ديگران چنين امر مي‌فرمود. مجلس آن حضرت توأم با حلم و حيا و صداقت و امانت بود و در آن عرض و آبروي كسي ريخته نمي‌شد. اهل مجلس عادلانه و براساس تقوا رفاقت داشتند نيازمندان را بر خود مقدم مي‌داشت و از غريبان نگهداري مي‌كردند. پيامبر هميشه خوش رو، خوش خلق و نرمخو بود. در او خشونت و درشت خوئي و عيب جوئي ديده نمي‌شد. خود از جدال و كشمكش و پرحرفي و ذكر مطالب بي‌فايده پرهيز مي‌نمود و نسبت به مردم از سرزنش و نكوهش و عيب جوئي و مچ‌گيري و لغزش فاصله مي‌گرفت چون حاجتمندي را مي‌ديد او را كمك مي‌كرد مدح و ثناي كسي را نمي‌پذيرفت. مگر كسي كه بخواهد تشكر كند. سخن كسي را نمي‌بريد سكوتش چهار پايه داشت حلم. حذر، تقدير. تفكر. سكوت در تقدير و اندازه گيري آن بود كه همه را به يك چشم ببيند و به گفتار همه يكسان گوش دهد. سكوت در تفكرش آن بود كه به چيزهاي فناپذير و فناناپذير انديشه مي‌كرد. (دل به چيزهاي فاني نمي‌بست) او حلم و صبر را با هم داشت و از كوره به در نمي‌رفت. به كارهاي نيك مي‌پرداخت تا ديگران از او پيروي كنند و كارهاي زشت را ترك مي‌كرد. كوشش مي‌كرد براي اصلاح امت خود نظري درست ارائه دهد و آنچه خير دنيا و آخرت داشت اقدام مي‌فرمود. او در سخن و گفتار از شيواترين و شيرين‌ترين مردم بود و مي‌فرمود بهشتيان با لغت محمد(ص) سخن مي‌گويند. جملاتش كوتاه و پرمعني و گفتارش پيوسته و جوهره صدايش بلند و آهنگ صدايش از همه زيباتر بود. او مي‌فرمود كه من براي اخلاق نيك و پسنديده مبعوث شده ام. در يقين، قناعت، شكر، بردباري، خوش خلقي، سخاوت، غيرت، شجاعت و جوانمردي سرآمد بود.
ادامه دارد

 

کـل بازديد ها :
١٥٠٩٤٥٠   نفر