حضرت علی(ع) می فرمایند: امروز تنها برای کسانی عید است که روزه آنها مقبول درگاه الهی و عبادتهای شبانه آنها مورد پذیرش قرار گرفته باشد و هر روزی که در آن گناهی نشود ، آن روز عید است.(کلمات قصار 428)

 

هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به همعصران خود معرفی کند.  

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین: هرم بزرگ جیزه ، باغهای معلق بابل ، نیایشگاه آرتمیس ، تندیس زئوس ، آرامگاه هالیکارناسوس ، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه  

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...  


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.  

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس ( Callimachus    ) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.  

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک ( Marten Van Heemskerck     ) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ ( Johann Fischer von      Erlach    ) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.  

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.  

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:  

 ·           فانوس دریایی اسکندریه  

 ·           هرم بزرگ جیزه  

 ·           تندیس غول‌پیکر رودس  

 ·           نیایشگاه آرتمیس  

 ·           تندیس زئوس  

 ·           باغهای معلق بابل  

 ·           آرامگاه هالیکارناسوس  

در حال حاضر بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند

 

 

آرامگاه هالیکارناسوس  

آرامگاه قالیکارپناسوس یکی از عجایب هفتگانه جهان می باشد.  

این آرامگاه میان سال‌های ۳۵۳ تا ۳۵۰ پیش از میلاد برای پادشاه آن محل که ماسول (به یونانی: Μαύσωλος     ) نام داشت ساخته شد. محل ساخت آن هالیکارناسوس ( بودروم امروزی در ترکیه ) است. آرامگاه آرتمیس دوم کاریا که خواهر و همسر ماسول بود نیز در همین ساختمان است.

 

 

باغ‌های معلق بابل 

یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل ( عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.  

   

 

 

غول رودس : 

نام تندیسی است از هلیوس ( Helios     ) خدای خورشید که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشته‌است. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می‌رفت. 

یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس ( Ialysos    کامیروس ( Kamiros    ) و لیندوس ( Lindos    ) بوده است. در ۴۰۸ پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال ۳۰۵ قبل از میلاد آنتیگونی‌های مقدونیه، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.  

آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال ۳۰۴ قبل از میلاد، آنتیگونی‌ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس ۱۲ سال طول کشید و در سال ۲۸۲ قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین‌لرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست.  

امپراتور مصر هزینه تعمیر آن را به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندهٔ تندیس بیش از ۸۰۰ سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال ۶۵۴ پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ۹۰۰ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند. 

شرح کوتاهی از تندیس  

با توجه به ارتفاع تندیس و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که تندیس پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده‌است، به نظر می‌رسد که تندیس یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته می‌شود از آب دور بوده‌است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده‌است.  

پروژه ساخت تندیس به چارز اهل لیندوس ( Chares of Lindos    ) تندیسگر سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی تندیس را قالب ریزی می‌کردند. پایه تندیس از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده‌است. ساختار تندیس به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار می‌شد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخش‌های بالایی تندیس، در اطراف آن ساخته شد که پس از پایان کار برچیده شد. تندیس در پایان ۳۳ متر ارتفاع داشت که بر روی پایه‌های مرمرین به بلندی ۱۵ متر قرار گرفت. گفته می‌شود عده کمی می‌توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.  

 

نیایشگاه آرتمیس :  

 یکی از عجایب هفتگانه جهان است. این بنا در سال ۵۵۰ قبل از میلاد در ترکیه کنونی ساخته شده‌است. 

این نیایشگاه هم‌اکنون در نزدیکی شهر سلجوق و بناهای تاریخی افسوس قرار دارد.  

معبد آرتمیس در شهر افه‌سوس ( Ephesus     ) در حدود ۵۰ کیلومتری شهر ازمیر ( Izmir    ) ترکیه قرار داشته‌است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می‌شده‌است وبه همین دلیل در میان عجایب هفت گانه جا دارد.  

هرچند که زیربنای باقی مانده از این معبد تاریخ ساخت آنرا قرن هفتم قبل از میلاد مشخص میکند. اما راه یافتن معبد آرتمیس در فهرست عجایت هفت گانه به حدود ۵۵۰ قبل از میلاد مربوط میشود. این بنا که به آن معبد بزرگ مرمرین گفته میشود، توسط کروسوس ( Croesus     ) شاه لیدی به کرسیفون ( Chersiphron     ) معمار یونانی سفارش داده شد. معبد با مجسمه‌های برنزی که توسط ماهرترین مجسمه سازان آن زمان ساخته شده بودند تزئین شده بود. هنرمندانی نظیر فیدیاس ( Pheidias     )، پلی کلیتوس ( Ploycleitus     )، کرسیلاس ( Kresilas     ) و فرادمون ( Phradmon    ).  

بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از این محل مقدس دیدن میکردند و احترام خود را با آوردن هدایای مختلف ابراز می‌نمودند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی از این هدایا که شامل مجسمه‌های طلا و عاج آرتمیس، گوشواره‌ها، دستبندها و گردنبندهایی زیبا اثر صنعتگران دنیاهستند منجر شده‌است.  

در شب ۲۱ ژوئیه سال ۳۶۵ قبل میلاد، مردی به نام هروستراتوس ( Herostratus     ) برای جاودانه کردن نام خود در تاریخ، معبد را آتش زد و در واقع به هدف خود دست یافت. عجیب اینکه اسکندر کبیر هم در همین شب متولد شد. بنا به گفته پلوتارک ( Plutarch    ) تاریخ نگار، درآن شب آرتمیس چنان درگیر مراقبت از زاده شدن اسکندر بود که نتوانست از معبد خود محافظت کند.  

اسکندر پس از فتح آسیای صغیر اقدام به ساخت مجدد معبد کرد که تا بعد از مرگ وی در سال ۳۲۳ قبل میلاد، همچنان در دست ساختمان بود. در قرن اول پس از میلاد، هنگامی که سنت پل برای تبلیغ مسیحیت به افه سوس سفر کرد، با عده زیادی از پیروان آرتمیس مواجه شد که به هیچ وجه قصد ترک الهه خود را نداشتند. در سال ۲۶۲ میلادی معبد توسط قبیله گوت ( Goths    ) مجددا ویران شد. اهالی شهر قسم خوردند تا آنرا مجددا بنا کنند. در قرن چهارم میلادی، بیشتر اهالی افه سوس به مسیحیت گرویده بودند و معبد شکوه و جلال خود را از دست داده بود. اهالی افه سوس پس از آخرین تهاجم منجر به ویرانی معبد در سال ۴۰۱ میلادی، کم کم شهر را ترک کردند و این شهر متروک در اواخر قرن ۱۹ میلادی کشف و حفاری شد. این اکتشاف زیربنای معبد را نمایان ساخت.  

این معبد با زیر بنای چهارگوش خود، برخلاف نمونه‌های دیگر از مرمر ساخته شده و یک ورودی زیبا و تزئینی به حیاط بزرگ ساختمان داشته‌است. پلکان مرمری طبقه همکف را به بالکن‌های بلند و عظیمی متصل میکردند که کف آن در حدود ۸ متر در ۱۳۰ متر بوده‌است. ۱۲۷ ستون در این بنا به کار رفته که ارتفاع آنها ۲۰ متر و با سرستونهای ایونی و کناره‌های کنده کاری شده بوده‌است. کعکاری این بنا به شکل دورج‌ستونی است. ستونها در ردیفهای منظم در کل محوطه به جز منطقه مرکزی - که محل قرارگیری خانه الهه بود - قرار گرفته بودند. این معبد تعداد فراوانی از آثار هنری را درخود جا داده بود. از جمله ۴ مجسمه برنزی باستانی از قبیله آمازون که توسط بهترین هنرمندان دوران ساخته شده بودند. هنگامی که سنت پل به دیدن شهر آمده بود، معبد با ستونهای طلایی و مجسمه‌های کوچک نقره‌ای و نقاشی ‌های متعدد تزئین شده بود. هیچ شاهدی مبنی بر وجود مجسمه آرتمیس در مرکز معبد وجود ندارد اما دلیلی هم برای وجود نداشتن آن در دست نیست.

فانوس دریایی اسکندریه 

یک دیگر از عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. 

برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره‌هایی که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار می‌برند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر، یعنی «بطلمیوس دوم» (۲۴۷ – ۳۰۴) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام «سوسترات» ساخته شد. آنچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده‌است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به ۱۶ متر میرسید. این برج روی پایه‌ای چهارگوش که ۶۹ متر ارتفاع آن بوده از دیواری ۸ ضلعی و ۳۸ متری بالا رفته‌است که برج ۹ متری دیگری روی آن بنا شده‌است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود. فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن ۱۲ جایگاه فانوس دریایی بوده‌است. در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابه‌های آن هم چیزی به دست نیامد. گفته می‌شود بر روی برج یک آینه غول پیکر نصب بوده‌است.  

 

تندیس زئوس در المپیا 

تندیس زئوس خدای یونان در المپیا یکی از عظیم‌ترین تندیس‌های جهان و از عجایب هفت‌گانهٔ دنیای قدیم بوده است. در دوران باستان المپیا مرکز مذهبی در جنوب غربی یونان بوده است. یونانیان باستان زئوس پادشاه خدایان را می‌پرستیدند و در زمان‌های مشخص به افتخار او جشن‌هایی برپا می‌کردند. در این جشن‌ها مسابقات ورزشی هم انجام می‌شد. تا آن‌جا که در تاریخ ثبت شده، نخستین بازی‌های المپیک در سال ۷۷۶ پیش از میلاد برگزار شده‌است و تا سال ۳۹۳ پس از میلاد یا تا سال ۴۲۶ پس از میلاد همچنان بازی‌ها برگزار می‌شد. برای مردمان دنیای قدیم این بازی‌ها خیلی مهم بودند؛ چندان‌که در زمان برگزاری مسابقات جنگ‌ها متوقف می‌شد تا شرکت کنندگان و تماشاگران بتوانند به آسانی خود را به محل مسابقات برسانند. 

  

پیکرهٔ زئوس
فیدیاس آتنی، در حدود سال ۴۳۵ پیش از میلاد، این تندیس ۱۲ متری را ساخته و زینت معبد زئوس در المپیا کرد. این تندیس که یکی از عجایب هفتگانهٔ دنیای قدیم شناخته می‌شد، بعدها دزدیده شد. تصویر زیر نقاشی قرن ۱۶ از این تندیس است.  

         

معبد زئوس  

۲۵۰۰ سال قبل، شهروندان المپیا تصمیم گرفتند معبدی برای زئوس بسازند. ساختمان با شکوه این معبد بین سال‌های ۴۷۰ تا ۴۵۶ پیش از میلاد به دست یک معمار محلی بنا شد. این معبد شش‌گوش با سنگهای آهکی بزرگی که ستون‌های تو پُر و بزرگی آن‌ها را احاطه کرده بودند، ساخته شده بود و نمای آن توسط گچ تزیین شده بود. تا چند سال پس از پایان کار ساختمان معبد، تندیس مناسبی از زئوس در آن نبود. به همین دلیل تندیس‌سازی ماهر از آتن را برای ساختن تندیس زئوس انتخاب کردند.

هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس):  

در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده‌است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده‌است و قدمت آن به ۲۹۰۰ ق.م. می‌رسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده‌است. 


این هرم که همراه با دو هرم کوچک‌تر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می‌آمده‌است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده میشد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند. هرم در اصل ۱۴۷ متر ارتفاع داشته‌است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود ۱۳۷ متر رسیده‌است. هر ضلع قاعده هرم ۲۳۰ متر طول دارد و در ساخت آن از حدود ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک به وزن متوسط ۲٫۵ تن استفاده شده‌است. تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود ۲۶۸۰ قبل از میلاد تخمین زده شده‌است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه‌است.
 

 

   

 

  عجایب هشت‌گانه شد!    

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند  

در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در دره‌ای به نام Valchiusella    ، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی می‌رسد
این دهکده منظره‌ای چشم‌نواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان اینجا به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.
30‌متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را می‌توان با شهر افسانه‌ای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.
این بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرت‌انگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس می‌کند.
این ساختمان را می‌توان به یک کتاب سه‌بعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت می‌کند. معبدها به وسیله تونل‌های بسیار آراسته‌ به هم متصل شده‌اند. حجم این تونل‌ها به 300هزار فوت مکعب می‌رسد، اما تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفت‌انگیز را دارند. جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.
اگر تا اینجا را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این که
Damanhur   نام دارند، به جا مانده از یک تمدن قدیمی است، ولی اینطور نیست.
این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است که در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی»
Oberto Airaudi    ده ساله بود، دچار تجربه‌های دیداری عجیبی می‌شد، او تصاویر عجیبی می‌دید که فکر می‌کرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرت‌انگیز باشد. اوبرتو توانایی‌های ماورای طبیعی داشت، او می‌توانست مناظر دور را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند.
سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت.
در آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز کردند. نام
Damanhur    از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را می‌دهد.
از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحی‌شده‌ای برای معبد داشته باشند، تنها به طرح‌ها و تصورات اوبرتو متکی بودند. در سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با نقاشی‌ها، کاشی‌ها، تندیس‌ها و درهای مخفی و پنجره‌هایی با شیشه رنگی پوشیده شد.اما در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر فرار از پرداخت مالیات مزاحم اوبرتو شد، ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدی‌تر بود، آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد یا کل بنا را با دینامیت نابود خواهند کرد!!!
پس از بازرسی معبد توسط دادستان منطقه، مقامات سعی کردند این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی تزئینات داخلی را ادامه دهند، ولی معبد دیگری حفر نکنند.
   

  

 

کـل بازديد ها :
١٢٦١٦٤   نفر